السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
344
تفسير الميزان ( فارسي )
شده « 1 » و قمى آن را ، هم با سند و هم بدون سند روايت كرده است « 2 » . و در عيون به سند خود از محمد بن ابى عباد - كه معروف بوده به رقص و نوشيدن شراب مويز - روايت كرده كه گفت : از حضرت رضا ( ع ) از رقصيدن پرسيدم ، فرمود اهل حجاز درباره آن فتوايى دارند . و ليكن رقصيدن ، خود يكى از مصاديق باطل و لهو است كه حكمش اگر شنيده باشى قرآن كريم بيان كرده و فرموده است : * ( « وَإِذا مَرُّوا بِاللَّغْوِ مَرُّوا كِراماً » ) * « 3 » و در روضه كافى به سند خود از ابى بصير روايت كرده كه گفت : از امام صادق ( ع ) از معناى آيه * ( « وَالَّذِينَ إِذا ذُكِّرُوا بِآياتِ رَبِّهِمْ لَمْ يَخِرُّوا عَلَيْها صُمًّا وَعُمْياناً » ) * پرسيدم ، فرمود : معنايش اين است كه : با بصيرت آن را مىپذيرند ، نه كوركورانه و با شك « 4 » . و در تفسير جوامع الجامع از امام صادق ( ع ) روايت كرده كه در ذيل جمله * ( « وَاجْعَلْنا لِلْمُتَّقِينَ إِماماً » ) * فرمود : منظور آيه شريفه ماييم « 5 » . مؤلف : در اين باره روايات بسيارى رسيده است و نيز روايات ديگرى هست كه آيه را به صورت « و اجعل لنا من المتقين اماما » قرائت فرمودهاند . و در الدر المنثور است كه ابن ابى حاتم و ابو نعيم در كتاب حليه از ابى جعفر روايت كردهاند كه فرمود مقصود از صبر در آيه * ( « أُوْلئِكَ يُجْزَوْنَ الْغُرْفَةَ بِما صَبَرُوا » ) * صبر در برابر فقر در دنياست « 6 » . و در مجمع البيان از عياشى و او به سند خود از يزيد بن معاويه عجلى روايت آورده كه گفت : از امام باقر ( ع ) پرسيدم بسيار قرآن خواندن خوب است يا بسيار دعا كردن ؟ فرمود : بسيار دعا كردن بهتر است ، آن گاه اين آيه را قرائت كردند « 7 » . مؤلف : ليكن به نظر ما انطباق آيه با مضمون روايت روشن نيست . و در تفسير قمى در روايت ابى الجارود از امام ابى جعفر ( ع ) آمده كه در معناى جمله « * ( قُلْ ما يَعْبَؤُا بِكُمْ رَبِّي لَوْ لا دُعاؤُكُمْ ) * » فرموده : يعنى پروردگار من با شما چه معامله كند ؟ با اينكه او را تكذيب كرديد و به زودى گريبانگيرتان خواهد شد « 8 » .
--> ( 1 و 2 ) مجمع البيان ، ج 7 ، ص 181 . ( 3 ) عيون اخبار ، ج 2 ، ص 128 ، ح 5 . ( 4 ) روضه كافى ، ج 8 ، ص 177 . ( 5 ) جوامع الجامع ، ص 320 . ( 6 ) الدر المنثور ، ج 5 ، ص 81 . ( 7 ) مجمع البيان ، ج 7 ، ص 182 . ( 8 ) تفسير قمى ، ج 2 ، ص 117 و 118 .